تبلیغات
사랑아~ All My Love ~사랑아 - **kyuHyun BirthDay**
 
사랑아~ All My Love ~사랑아
هرچند نمیتونی احساساتت رو بیان کنی ... روی عشق پاک یکطرفه ات بایست. *** پرنس SS501 ***
درباره وبلاگ


سلام
من ahys ام... و همونطور که تریپل اسی ها متوجه شدن من طرفدار که نه عاشق یونگ سنگ هستم... ولی وقتی قصد کردم این وبلاگ را ایجاد کنم به دو نفر فکر کردم به قول خودم و دوستام : اوپای شماره یک و اوپا شماره دو ahys ...
در آخر دابل اس فایتینگ...yes

جدیدا دوستم بهم در نویسندگی کمک میکنه "KPJ"

|| اگر یه روزی اینجا خدای نکرده بسته شد بیایید به همین آدرس اما بلاگفاش ... مرسی ||


مدیر وبلاگ : ahys ...
نظرسنجی
زوج اصلی فیک " پسران آبی " و " پسر بلورین " به نظر شما کدام باشد ؟! (انتخاب چند گزینه آزاد!!)







سه شنبه 15 بهمن 1392


ســــــــــــــلــــــــــــــــام...
به به چه روز قشنگی چه هوای خوبی .. چه بلبلا آواز میخونن
واقعا یه آوازی هم میخونن بیا وببین...
یه بــــــــرفی اومده اینجا اصا یه وصعی آدم میمونه تو آمپاس...
قراربود خیلی زودتربیام ولی این برف و کولاک راهو بند آورده بود نتونسم زودتر خدمت برسم...
راستــــی من خــــــیلی خـــوشــحــــــالــــــم....
خوشحالم؟ چرا؟ چون امروز تولده ...
تولد کی؟
ایشون...

هی وای من تو چرا پشتت به ماست؟؟؟
نفهمیدین کیه؟ 
خخخخ اشکال نداره ...
بریم ادامه میفهمید
ضرر میکنید نیایداااا...
گفته باشم...




اینهاش ایشونو میگفتم بچمون بزرگ شده هاااا...
 نیگا چقدم خوشتیپه...




کیو  دیگه ذوق زده شده تولدشه .. باباش از پادگان پیغام داد زن داداش هر چی شما کردین و تولد پسرم ..
این گوشیه هم که ذوق کرده باهاش هدیه باباشه...ایول باباجونش تو این موقعیت بازم فکر بچشه...

اینم کادوی من و عشقمه...
اینم کادوی مامانشوهری و باباشوهری جونم(مامانبزرگ بابابزرگ دویلک)

کیوهیونی سلاااااام کن یه دقیقه اون بادکنکا رو ول کن ...


بـــــــــــه سلـام به روی مــــاهـــت

بله دیگه....
 ما هم دست بکار شدیم تا باباش بیاد ..
بچمون بی مامان بزرگ شد بیچاره باباش .. 

دیگه ببینید چی کشیده از دستش که به این روز افتاده...
بمیرم برات کیـــــوجونی
من و مامان شوهریم دست به دست هم دادیمو به کمک برادرشوهری بزرگش کردیم 


همچنین بابای من ...


و بابای مامان شوهریم و...

خواهر شوهریم هم (عمه ی دویلک)


وعشششق خودم(عموی دویلک)

تا این که این فینگیل بچه


شد این 


حالا هم دیگه این...

اینم یه سری اطلاعات تقریبا درست حسابی ازش


خب یه خورده از کیو بگم اولش تا برسیم به اصل موضوع ..
چی بگم حالا؟؟؟؟
کیو؟؟؟؟

کیو: بله زن عمو جونم
ببینمت پسر...
آهــــا...
خب لقب زیاد داره دوست داره پرنس صداش کنن ولی  همه دویل صداش میکنن ..
 بنظر من که بدجور بهش میاد مخصوصا به این خنده دویلیای مخصوص خودش...

حرکت غالبش توی کنسرت ها و اجراها این حرکته 

تیپ غالبشم که اینه  خب چون نصف عمرشو تو فرودگاه میگذرونه...
دوستم زیاد داره خخخخ ولی موندم کسی هم دوستش داره  چون ماشالا زبون داره قد زمین تا کره ماه ...

اغلب اوقاتم اعصاب نداره ...


ولی خنده هاش شیرینه ..


عشق الکل داره شاید برا همینه که سربازی شاید معاف بشه .. که اگه معاف نشه من موندم زنده میمونه بدون مشروب یا نه 
و مینی هم که هم پیمانه همدیگه هسن...


واینم کلکسیونشون...

پسر بوسانه میگن پسر بوسانی ها خیلی آرومن و سربه زیر ولی کیو نمونه نقضه این موضوعه .. 
نمیدونم چرا کره ای ها به این برهان خلف توجه نمیکنن

آهان کیوت بودنشم یادم رفت...
   


البت اینا بخاطر هم اتاقی بودن با مینیه وگرنه این دویلک جنبه کیوتی نداره...

آهـــــــــــــــان یـــــــــــادم رفت یه موضوع خیــــلی مهمـــــو...
واونم گیـــــــــــمـــــــــــــــــر بودن این دویــــــــــلکه
که بر هیچکسی پوشیده نیس...
و اینکه...

(هـــان؟؟!!چیـــه؟؟ دوس دارم این عکسو همینجوری بی ربط بذارم... مشکلیه)

خب دیگه روز تولد کسیه که تو رادیو استار همه رو میذاره سرکار ما هم گفتیم پستش این مدلی باشه خب ...

حالا با هم به داستان کیو کوچولوی خانواده مون بپردازیم ...

بچه مون اولا خیلی سر به زیر و آروم بود و هر روز صبح با اشتیاق میرفت مدرسه و درس میخوند شب تا  صبح و صبح تا شب کارش درس خوندن بود ..

ماشالا باهوشم بود مثل بقیه مردای خانوادمون .. شاگرد اول بود و همه از دستش راضی بودن ..
تا اینکه مدرکشو گرفت ..

یکدفعه همینکه مدرکشو دادن دستش نمیدونم چی شد ، کی زیرپاش نشست که گفت : زن عمو و مامان بزرگ عزیزم من زن میخوام


ما هم خوشحال شدیم و غافل از همه جا قبول کردیم که براش زن پیدا کنیم ..
اولا هر دختری که بهش معرفی میکردیم رد میکرد ..

کیو: کدوم انتخاب کنم کدومو جواب کنم؟؟!!

همش هم تلفنای مشکوک داشت 

نگو ماجرا از یه جای دیگه آب میخورد تا اینکه بعد از تحقیقات پلیسمون معلوم شد که بله منشا ماجرا برمیگرده به اون اشتیاقای دوران مدرسه..
جناب اونجا با یه دختری همکلاسی بودن ..

و با هم درس میخوندن .. 


شعر میخوندن...

 و گاهی هم درس نمیخوندن خخخخخخ


ازش بازجویی کردیم و گفتیم با زبون خوش بگو اسمش کیه اونم نگذاشت نه برداشت گفت سوهیون

ما هم که میخواستیم فکر این دختره رو از سرش بیرون کنیم به چندتا دختر باحال معرفیش کردیم اولیش یونااااا

کیو:سوهیونم یعنی الان کجای این زمینی؟!چیکارمیکنی؟!
من:
مامانشوهریم:
اونم پاشو کرده بود توی یه کفش که الا و بلا سوهیون ...

دختر بعدی جسیکا بود اما ...

باز چشمش دنبال سوهیون بود و دخترای مردم رو فراری میداد ...

ما هم ناچار رفتیم پیش بابای سوهیون و دخترشو خواستگاری کردیم اما باباش گفت دخترمو ترشی میندازم ولی به پسر شما نمیدم ...

کیوهیونم بیشتر مشتاق شد و افتاد دنبال سوهیون اینور و اونور تا دلشو بدست بیاره و روی باباش کم بشه...

اما خبری از سوهیون نبود .. 

از هرکسی هم کمک خواست...
ولی نه این کوچه نه اون کوچه  نه توی اینترنت 

و نه حتی در گوشی دیگران...

با این اوصاف اون حتی به ظرفای ترشی هم که بابای سوهیون گفته بود سرزد...

سوهیونم ایجایی؟؟!!

سوهیون جونم جواب بده دیگه...

تا این که یه روز بطورخیلی اتفاقی دید سوهیونو...


سوهیونم که روی حرف باباش حرف نمیزد اولش رو به کیو کوچولوی ما نمیداد ...


تا اینکه آخرش..

کیو کار خودشو کرد وبعدم حلقه نامزدی رو دستش نمود و ....


و بله دیگه از این اتفاقای شیرین ...
ما ناچار و بابای سوهیونم ناچار ... با این وصلت موافقت کردیم ...
(بنده سکوت اختیارکرده و بهمراه شما این اتفاق زیبارو به نظاره مینشینم)



 بــــــــــه بـــــــــــــــه...
چــــــــــه چـــــــــه




واینجور شد که این دو کبوتر عاشق به خونه بخت رفتن...

هنوز چیزی از زندگیشون نگذشته بود که کیو  بچه شد و گفت...

 حالا من ده تا بچه میخواااااام
این دفعه هرکار کرد سوهیون کوتاه نیومد ...
تا اینکه کیو بهش برخورد و سوهیونم اونو ترک کرد..

اولش کیو مون کمرش شکست و خیلی براش سخت بود... 

کیوهیونم که آخرش دویل خودمونه کم نیاورد و رفت دنبال یه دختر دیگه 

و....

(روم به دیوار...)

و این چرخه ادامه پیدا کرد و این بچه ما آخرش عذب مونده و نه سری داره نه همسری 





نوع مطلب : PiC، News، Super Junior، Cho Kyu Hyun، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 مرداد 1396 12:16 ب.ظ
Does your site have a contact page? I'm having problems locating it but, I'd like to shoot you
an email. I've got some suggestions for your blog you
might be interested in hearing. Either way, great site and I look forward to seeing
it expand over time.
چهارشنبه 18 مرداد 1396 06:22 ب.ظ
Informative article, just what I was looking for.
جمعه 13 مرداد 1396 09:16 ب.ظ
I love your blog.. very nice colors & theme.
Did you create this website yourself or did you
hire someone to do it for you? Plz answer back as I'm
looking to design my own blog and would like to find out where u got this from.
many thanks
یکشنبه 20 فروردین 1396 10:55 ب.ظ
Aw, this was an exceptionally nice post. Taking a few minutes and
actual effort to make a superb article… but what can I
say… I procrastinate a lot and never seem to get anything done.
دوشنبه 21 بهمن 1392 12:15 ق.ظ
تولدش مبارک...صداش رو خیلی دوست دارم...ولی کیو جان بی زحمت شما فقط بخون!کیوت بودن رو بذار ب عهده سونگ مین!ب جاش یکم رو سایز زبونت کار کن شاید بشه کوتاهتر شه!!
اِویل مکنه!عالی بود
همه ش ی طرف...جمله آخر هم ی طرف
مرسی خانومی عالی بود
Kim Pari JoOng✲ AdMinمبااااارک آره صداش خوشگله
آره کیوجان بجای تلاش برای کیوت بودن بهتره روزبونت کارکنی

خواهش گلم لطف داری
شنبه 19 بهمن 1392 10:10 ب.ظ
پریییییی خیلی باحال بود کومااو
من این بشر و دوس دارم یعنی تازه بهشون علاقه مند شدم ولی فکر نمیکردم همچین شخصیتی داشته باشه کاملا نقیض اونی بود که فکر میکردم فکرمیکردم خ بچه آرومیه مظلومه ولی مثل اینکه آتیشین برا خودشون
Kim Pari JoOng✲ AdMinترررررنمخواهش گلم مرسی ار لطفت
آره تو نگاه سرسری خیلی بچه آروم و بی سرو صداییه ولی وقتی واردش میشی
منم اولش که شناختمشون فکرمیکردم لیدره ولی فهمیدم بیبیه و اونم چه بیبی ای
جمعه 18 بهمن 1392 11:14 ب.ظ
ک ک ک....
چی بگم والا عجب بچه ایه این بچه...بیخود نیست من هر وقت میبینمش فرار میکنم...میترسم جذبه ی چرخه ی دختر گیریش بگیرم....نو بریه واسه خودش...
Kim Pari JoOng✲ AdMin بله دیگه تو فامیل یدونه این ایجوریه من موندم چرا هیچ بویی از باباش نبرده...
نه دیگه تو گذشته ازت عزیزم یجورایی مامانبزرگش حساب میای
چهارشنبه 16 بهمن 1392 05:15 ب.ظ
ودر مورد اخرین جملت غصه خورده اینقده دختر بهتر ازاین هست این همه گ
گیمر ودختر خوب ادم قحطه
واین که واقعن زنعموی دویلی ...گفتم سوهیون هست لبخند دویلانه زدی گفتی نه
ودراخربازم مرررررسی عزیزم
Kim Pari JoOng✲ AdMinکو؟؟؟کجاس؟؟؟من که نمیبینم

آره والا راس میگی حیف سوهیون جونمه واقعاً

پس چی فکریدی همین دویلم دست پرورده خودمه بقول مامانیشوهریم
در آخرم خواهش...
چهارشنبه 16 بهمن 1392 05:10 ب.ظ
وای اینقد این دخترو دیدم حرص کردم اصن یادم رفت بگم ...تولد نانزترین پسر مبااارک ایشالا جشن صد وبیست سالگیشو بگیریم....
دیدی خودت هم اعتراف کردی بله خیلی هم خوشتیپه....راستی خواستم کلی از خونواه تون برا بزرگ کردن پسر به این ماهی تشکر کنم
Kim Pari JoOng✲ AdMinمباررررک...
هی ۱۲۰ ؟؟؟؟؟چخبره مگه؟؟؟لابد میخوای هرسالم من براش بگیرم هان؟؟؟
اینم از سخنان گهربار یکی دیگس وگرنه خودت که نظر قلبیمو میدونی.
تشکر کن....
ولی با ماهی کاری نداشته باش اون مال خودمه یهو مقایسشون هم نکنی که من اعصاب درس حسابی ندارم
چهارشنبه 16 بهمن 1392 05:06 ب.ظ
واااای دست دخترخاله ی عزیزم درد نکنه ...عالی بود
واما...من به تو پی بگم دختر حیفت نمیاد پسر به این ماهی وعسلیو بچسبونی به این دخترهی عفریته...ازخداش هم باشه بابای سوهیون دخترشو بده به این گل پسر
Kim Pari JoOng✲ AdMinخواهش عزیزم بوقتش باید جبران کنی اگه بدونی چی کشیدم بخاطرت...
دختر عفریته؟؟؟؟پسر ماه و عسل؟؟؟؟؟؟؟ از. کی تاحالا؟؟؟؟؟
تازشم با سوهیون جونم درست صحبت کن پامیشم میامااااا
خوب راس میگه باباش دختر بزرگ کرده به این دسته گلی اونوقت بده به اون که چی بشه؟؟؟منم دخر داشتم محاااال بود بدمش به این دویل ترشی میندازمش ولی به ایشون عمراً...
سه شنبه 15 بهمن 1392 05:28 ب.ظ
واااای خیلی باحال بود!!
دمت گرم!!ماهم بالاخره با این برادرزاده شوهرمون اشنا شدیم!
تولدش مبارک!!
خیلی پست عالی ای بود هوو جونم!!
Kim Pari JoOng✲ AdMinمرررررررسی گلم..
خوشحالم خوب بوده

حالا قشنگ شناختی دویلو...
مباااااارک تولدش
سه شنبه 15 بهمن 1392 02:44 ق.ظ
بااینکه عکسا رو نتونستم باز کنم ولی عالی بود ... خیلی خوب بود .. عجباااا..
پلیسمون عجب کشف عظیمی کرد دمش گرم ..
تولدش مبارک .. نوه گلم تولدت مبارک
دست بابابزرگش و منم درد نکنه که همچین بابایی بزرگ کردیم براش که توی سربازیم به فکر تولد بچشه .. فدا مدای باباییش ..
به بابای خودمم تبریک میگم خخخخ دختر دخترمو فاکتور بگیریا ما ازدواج خونوادگی رسممون نیس خخخ
خوشل بود دستت درد نکنه .. ریکشنای خودم نابودم کرد
Kim Pari JoOng✲ AdMinبله بله ....
پلیسمون باهوشه چی فکرکردی همیشه که بلیط جمع نمیکنه کارای دیگه ایم بلده..
مبـــــارک...
آره باباش که اصا یه وضعی
ما هم رسممون نیس...من اصا بیجا میفرمایم بخوام همچین کاری کنم...
خواهش بگو سرت درد نکنه که من چی کشیدم سر این
منم نابود شدم واقعا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه