تبلیغات
사랑아~ All My Love ~사랑아 - فیک دردسرساز پارت چهارم _ قسمت دوم
 
사랑아~ All My Love ~사랑아
هرچند نمیتونی احساساتت رو بیان کنی ... روی عشق پاک یکطرفه ات بایست. *** پرنس SS501 ***
درباره وبلاگ


سلام
من ahys ام... و همونطور که تریپل اسی ها متوجه شدن من طرفدار که نه عاشق یونگ سنگ هستم... ولی وقتی قصد کردم این وبلاگ را ایجاد کنم به دو نفر فکر کردم به قول خودم و دوستام : اوپای شماره یک و اوپا شماره دو ahys ...
در آخر دابل اس فایتینگ...yes

جدیدا دوستم بهم در نویسندگی کمک میکنه "KPJ"

|| اگر یه روزی اینجا خدای نکرده بسته شد بیایید به همین آدرس اما بلاگفاش ... مرسی ||


مدیر وبلاگ : ahys ...
نظرسنجی
زوج اصلی فیک " پسران آبی " و " پسر بلورین " به نظر شما کدام باشد ؟! (انتخاب چند گزینه آزاد!!)







سلاااااااااام

وااای خیلی وقته داستان نگذاشتم ، ببخشید امتحانا و اتفاقای دیگه وقتمو پر کرده نمیتونم بنویسم و این خرابی نت خونمون هم غوز بالا غوز شده
الآنم در یک محیط کاملا فرهنگی همچین پستی رو دارم میذارم مخصوصا این پارت رو

امیدوارم خوشتون بیاد



ادامه
پی.اس )

1_ نظر نشه فراموش ...
2_ حرفی نیست امیدوارم خوشتون بیاد

کیو و یونگی رو باهم ببینیم من ذوق کنم




دردسرساز پارت چهار _ قسمت دوم

دردسر ساز پارت چهار _ قسمت دوم





نوع مطلب : All FanFiC، TroubleMaker Fic، 
برچسب ها : y.e.s،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 19 مرداد 1396 12:57 ق.ظ
Thanks for sharing your thoughts. I truly appreciate your efforts and I am waiting
for your further post thank you once again.
یکشنبه 20 فروردین 1396 06:25 ق.ظ
I have read so many articles concerning the blogger lovers but this article
is truly a pleasant article, keep it up.
پنجشنبه 14 فروردین 1393 08:01 ب.ظ
اوکی شنبه منتظرماااا
میسی
Ahys ...حتما ...
چهارشنبه 13 فروردین 1393 06:52 ب.ظ
چرا ادامشو نمیذاری؟
از بهمن تا حالا داستانو نذاشتی ادامشو بذار دیگه
خیلی منتظر موندماااا لطفاااا
بذار بقیه شو دیگه
Ahys ...ببخشید بخدا جواب دادم تو نظرات قبلی ایشالا شنبه میذارمش یه پارت طولانی میذارم جبران بشه
جمعه 1 فروردین 1393 08:41 ب.ظ
استان چی شد؟؟؟ گفته بودی اواسط هفته ،هفته تموم شد که!!!


سال نو و عیدت هم مبارک باشه گلم
سال خوبی داشته باشی
Ahys ...ببخشید بخدا نت که ندارم باید میرسوندم به دوستم که نشد ایشالا میذارمش شنبه شونزدهم حتما میذارم ..
سال نو شما هم مباررررک ایشالا پر از خوشی باشه برای همه ...
شنبه 24 اسفند 1392 09:48 ب.ظ
منتظر قسمت بعدم شدید
اخه خیلی طول کشیده
هیون و یونگی رقیبن؟ اصلا قابل تصور نیست باید جالب باشه نقش اصلی کیه که دل اینا رو برده خخخ
منتظر اون یکی داستانت هم هستم و البته هیونسنگ
Ahys ...
یه دختریه اون دختره که نگوووو چنان رقیب میشن که نگو ککک
هیونسنگم دارم بهش فکر میکنم ...
جمعه 23 اسفند 1392 07:20 ب.ظ
ادامه ی داستانو نمیذاری؟
ولی به نظر من هیون و یونگ خیلی بیشتر از کیوسنگ به هم میان و عشق ترن خخخخخ
راستی حواسم نبود ضلع نه ظلع خخخخ
داستانو بذار دیگه منتظرماااا
یه داستانم واسه هیونسنگ بذار
Ahys ...من همیشه از اینکه یونگی و هیون از هم خجالت میکشیدن متعجب بودم و شاید برای همین زیاد باهاشون کنار نمیومدم ... ولی دیشب با دیدن پارت اول و دوم ام.پیک نظرم عوض شد خوشلن خخ ولی من کیوسنگ شیپرررررم ولی خب این علاقه روی روند داستان اثری نخواهد داشت چون این داستان یه مسیر مشخص داره که توی آخرین قسمتش میگم ..
ایشالا تا اواسط هفته میذارمش .. چون باید یه فیک دیگه آپ بشه تا بعدش این ...
هیونسنگ؟!! یه موضوع خوب هیونسنگی پیدا کنم شاید نوشتم خخخ ولی جدیدا دارم یه فیک مینویسم که یونگی و هیون رقیب هستن ککک
چهارشنبه 14 اسفند 1392 07:47 ق.ظ
واییییی کیوسنگ عالیه.یه وقت رابطشونو بهم نزنی.جفتشون عشقن.هیونم خوبه ولی کیوسنگ یه چیز دیگه است؟زود پارت بعدی رو بزار.کمم ننویس.
Ahys ...وای من خودم عشق کیوسنگم شدید ولی خب داستان روال خودشو داره .. ایشالا وقت بشه تو عید مینویسمش ..
سه شنبه 29 بهمن 1392 09:35 ب.ظ
این داستان یعنی چی؟؟؟!!!!!
ولی خیلی جالبه خوشم اومد
اخیی بونگی چقدر هنگ کرد
هیون چیه؟ ظلع مثلث؟؟!!
ای جانم یونگی و هیون به هم میان
زوج خوشگلی میشن خخخ
Ahys ...یونگی و هیون بهم میان منم دیشب به این نتیجه رسیدم ولی کیوسنگ هم عشقه ..
هیون یه ظلع مهمه ...
آره عشقولی من هنگ کرد شدیداااا..
چهارشنبه 16 بهمن 1392 10:20 ب.ظ
راستی من مرگــــــــــــــــــــــه این عکس پایینیه!
Ahys ...وااای این دوتا عشق منن
چهارشنبه 16 بهمن 1392 10:19 ب.ظ
من الان دقیقا کپی برابر با اصل علامت سول شدم اینجا چه خبره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی من سنگکوب کردم یاد رمان ایرانیا افتادم جالب تا حالا فیک تو این ژانر نخونده بودم!
مرسیییییییی
Ahys ...واقعا؟!!!
امیدوارم تا آخر همراه من باشید ..
قابلی نداره ...
یکشنبه 13 بهمن 1392 10:19 ب.ظ
عجب داستان باحالی شده هوو ...بیکار بودم این قسمتو خوندم....
یونگ سنگ و زیر لنگی...محاله محاله...ک ک ک...
کیوجونگ چیکار کرد؟!آخی یونگ سنگمو ناامید کرد....طفلک چه آرزوها واسه اولین بو.سه اش داشت!!!!!!!!!!!!
کیوجنگ
Ahys ...اینهمه من چندوقت پیش برات جواب نوشتم حالا میبینم ثبت نشده ..
درس بخووون هوویی من .. منم برا همین مزاحمت نشدم ..
آخ آره اینقدر حال کردم یونگی حالشو گرفت خنک شدم خخخ
کیو کلا قصد کرده همه آرزوهای یونگی رو بر باد بده .. دستشم طلااا
کیو پسرم رز هویی کارت داره .. خخ
چهارشنبه 9 بهمن 1392 03:54 ب.ظ
واااااااای چه داستان هیجانی میشه خیلی باحالههههههه
مرسی فقط میشه بگی چه روزهایی داستانتو میزاری؟
Ahys ...واقعا؟ خوشحالم که خوشت اومده ...
زمان خاصی ندارم ولی ایشالا به زودی میذارمش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه