تبلیغات
사랑아~ All My Love ~사랑아 - تولد کیو..
 
사랑아~ All My Love ~사랑아
هرچند نمیتونی احساساتت رو بیان کنی ... روی عشق پاک یکطرفه ات بایست. *** پرنس SS501 ***
درباره وبلاگ


سلام
من ahys ام... و همونطور که تریپل اسی ها متوجه شدن من طرفدار که نه عاشق یونگ سنگ هستم... ولی وقتی قصد کردم این وبلاگ را ایجاد کنم به دو نفر فکر کردم به قول خودم و دوستام : اوپای شماره یک و اوپا شماره دو ahys ...
در آخر دابل اس فایتینگ...yes

جدیدا دوستم بهم در نویسندگی کمک میکنه "KPJ"

|| اگر یه روزی اینجا خدای نکرده بسته شد بیایید به همین آدرس اما بلاگفاش ... مرسی ||


مدیر وبلاگ : ahys ...
نظرسنجی
زوج اصلی فیک " پسران آبی " و " پسر بلورین " به نظر شما کدام باشد ؟! (انتخاب چند گزینه آزاد!!)









یادش بخیر وقتی دنیا اومد چه کوچمولو بود چقدر یونگی خوشحال بود





داداشم چقدر شوق داشت



چقدر هم کمکم کرد دستش درد نکنه از همینجا ... نصف جلف بازی های بچه ام هم از اون نشأت میگیره



آخ چه زودم برزگ و بزرگ تر و بزرگ تر تر و مردی شد ...









خب دیگه سوژه ی تکراریمون رو میذاریم کنار میریم سر اصل ماجرا هرجاش من کم آوردم پری وارد میشه


داستان از اونجایی شروع شد که همه رفتیم دیدن بچه دوم پسراول جناب هیونی

کیو هم از موقع هوایی شد و زن و زندگی خواست از باباش


باباشم گفت :
بچه بیا برو دهنت هنوز بوی شیر میده ...


ولی کیو کوتاه نیومد و اومد دست به دامن زن داداشش یعنی پری عروسه شد
پری هم که همه میشناسین مامان شوهری(که بنده باشم ) و باباشوهری رو نمیگیره کیو رو ول کنه



بعد موضوع به هیون و سپس به جونگی داداش رسید ..


جونگی داداشم اومد و قضیه رو به من گفت منم دیگه عشق بچه خلم کرده دلم نیومد دل کیوییم رو بشکنم
گفتم داداش هرچی تو کردی و کیو .. یه عروس خوب پیدا کن من جان خودت میانترم دارم البته اول ازهمه هرچی آقامون بگه هاااا
(کلا همه خانواده دست در دست هم بزرگ شدن و من همچنان دارم درس میخونم )

مین : هیون برو به کیو بگو آبجی هم راضی شد حالا مشکل راضی کردن باباگرامیتونه



هیون : کیو داداش حله ، فقط مونده رضایت بابا .. تو بابا رو راضی کن ؛ من و دایی و مامان و پری باهم دنبال پیدا کردن عروس ...



کیو : بابا !! بابا جونم !! تو که منو دوست داری !! نمیخوای یه فکر بکنی؟؟
یونگی : چه فکر پسرررررررررم ..
کیو : یادته دونگهه دنیا اومده بود چی خواسم تو چی گفتی؟؟ یادته گفتی سربازی بیام برام آستین بالا میزنی؟؟
یونگی : نخیر یادم نمیاد ..

همچنان کیو در حال یاد آوری به یونگی باباش بود و بقیه در حال پیدا کردن عروس مناسب


مین : کیو بیا عکست بگیرم نشون عروس بدیم ...
کیو : دایی یه خوشگلشو بگیر ..


مین : هیون این خوبه هاااا
هیون : کجاااااش خوبه ؟؟؟ نه بابا این زن داداش من بشه که دیگه هیچی ...


هیون : دایی اون دختره چطوره ؟؟؟
مین : کو ؟؟ کجا ؟؟ بذار باید از نزدیک دیدش

حالا فکرم نکنید کیو هم فقط در فکر راضی کردن باباش بود .. ایشونم یه نظرایی میدادن


کیو : این دختره که اینجا نشسته خیلی خوبه هاااا


مین : رضایت بده ..
یونگی : نمیدم ..

بقیه : کیـــــــــــــــــو ... بچه برو باباتو راضی کن بعد بیا زن انتخاب کن .. بدووووو


کیو : بابایی بیا بریم خواستگارررررررری .. بــــــــــــــــــــــابــــــــــــــــــا

اما یونگی کوتاه نیومد و هیونم در اندیشه که چیکار کنیم چیکار نکنیم ...

هیون : چیکاررررررر کنم ؟ داداشم گناه داره ... بابا هم که نمیگه چرا نه ؟؟؟

بچم بخاطر داداشش روی حرف باباش حرف زد و بزور خواست باباشو ببره خواستگاری (اینا اثرات شیطنت وسط فکر کردنه )
( البته هیچکس یه موضوعی به ذهنش خطور نکرد الا این پری عروس که اونم خوابش میاد حوصلش نیست)


هیون : بابا بیا بریم ..
یونگی : نمیام ..
هیون : بابا میگم بیا بریم ..
یونگی : نمیاااااااااام ...


و اینکه هربار بزور یکی میبردیمش خواستگاری


هربارم یونگی یه بهونه ای میاورد ولی تنها کسی که بهونه اشو میدونست من بودم
خب آقام بچه هاشو دوس داره .. نمیخواست از کیوییمون جدا بشه .. سر قضیه هیونم همین دردسرم داشتیم فقط عروس مشخص بود (پری دختر داداشم ..) اینقدر هیون نشست زیر پای ما تا راضی شدیم

همه کلافه بودن که چیکار کنن که یونگی راضی بشه ...

مین : شیطونه میگه به زور متوسل بشم ..
هیون : دایی فکر بهتر خواهشاااا ..
مین : بنظرت چرا آبجی هیچی به جناب هئو نمیگه ؟؟؟
هیون : آه ... مامان ..

بالاخره تازه هزاریشون افتاد که باید از من بخوان یونگی رو راضی کنم
( اگر از اولش یخورده به مغزشون فشار آورده بودن کار به اینجا نمیکشید البته پری هنوز خوابه ..)


پسرامون : مامان فایتینگ ...

منم به شیوه خاااااصه ی خودم در عرض دو دقیقه راضیش کردم

پری : هیونی جونم میدونی باباشی بالاخره راضی شد؟؟
هیون : واقعا ؟؟ ایول مامانم ...


ادامه






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه